على اكبر دهخدا
1560
امثال و حكم ( فارسى )
روى مشاشى فان الدهر ذو عبر * افنى قباذا و او هى ملك بشتاس . بشار بن برد . نقل از غرر اخبار ملوك الفرس . بالافضال تعظم الاقدار . الشكر اكبر من النعمة لانه يبقى و تلك تفنى . تجريب المجرب تضييع الايام . بهمن ابن اسفنديار . از غرر اخبار ملوك الفرس . و چون عيسى در ايام هيروديس پادشاه در بيت لحم يهوديه تولد يافت ناگاه مجوسى چند از مشرق باورشليم آمده گفتند * كجاست آن مولود كه پادشاه يهود است زيرا كه ستارهء او را در شرق ديدهايم و براى پرستش او آمدهايم * اما هيروديس پادشاه چون اينرا شنيد مضطرب شد و تمام اورشليم با وى * پس همه رؤساى كهنه و كاتبان قوم را جمع كرده از ايشان پرسيد كه مسيح كجا بايد متولد شود * به دو گفتند در بيت لحم يهوديه زيرا كه از نبى چنين مكتوب است * و تو اى بيت لحم در زمين يهودا از ساير سرداران يهودا هرگز كوچكتر نيستى زيرا كه از تو پيشوائى بظهور خواهد آمد كه قوم من اسرائيل را رعايت خواهد نمود * آنگاه هيروديس مجوسيان را در خلوت خوانده وقت ظهور ستاره را از ايشان تحقيق كرد * پس ايشان را به بيت لحم روانه نموده گفت برويد و از احوال آن طفل بتدقيق تفحص كنيد و چون يافتيد مرا خبر دهيد تا من نيز آمده او را پرستش نمايم * چون سخن پادشاه را شنيدند روانه شدند كه ناگاه آن ستارهاى كه در مشرق ديده بودند پيشروى ايشان ميرفت تا فوق آن جائى كه طفل بود رسيده بايستاد * و چون ستاره را ديدند بىنهايت شاد و خوشحال گشتند * و به خانه درآمده طفل را با مادرش مريم يافتند و بر وى در افتاده او را پرستش كردند و ذخاير خود را گشوده هداياى طلا و كندر و مر بوى گذرانيدند * و چون در خواب وحى بديشان دررسيد كه بنزد هيروديس بازگشت نكنند پس از راه ديگر به وطن خويش مراجعت كردند * انجيل متى . باب دوم . و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم ثم لا يكونوا امثالكم . قيل هم الملائكة و قيل الانصار و عن الحسن العجم و عن عكرمة فارس و الروم و سئل رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم عن القوم و كان سلمان الى جنبه فضرب على فخذه و قال هذا و قومه و الذى نفسى بيده لو كان الايمان منوطا بالثريا لتناوله رجال من فارس . كشاف زمخشرى . و فى كتب التواريخ ان دارا الا كبر غزا ارض الروم فقهر ملكها فيلافوس [ فيليپوس ] ثم صالحه على ان يؤدى اليه كل سنة مائة الف بيضة ذهب فى كل بيضة منها اربعون مثقالا . غرر اخبار ملوك الفرس . و بلغ الاسكندر خبره فركض الى مصرع دارا فى شر ذمة من خواصه و ترجل له و مسح